
وقتی امتحان کارشناسی ارشدت رو به نحو احسنت خراب کرده باشی و هیچ حال و حوصله ای برات نمونده باشه، دیدن یک همچین ماجرای سرراست و بی شیله پیله ای میتونه یه جورایی حال آدمو خوب کنه. انقدر که وقتی استادت برات اس ام اس میزنه و از امتحان سوال میکنه و تو خیلی محترمانه بهش میگی که چه گندی زدی و اون هم میخواد هر طور شده بهت دلداری بده که غصه نخوری، آب پاکی رو بریزی رو دستش و یه جورایی بهش بگی بیخیال... نتیجه ش زیاد برات مهم نیست. ایشالا فرصت های بعدی... .
بعضی وقتها زیاد مهم نیست کی فیلم رو ساخته باشه یا امتیازش اینجا حداقل از ۷ بالاتر باشه.
بعضی وقت ها فقط همین قدر که بی خیالت کنه و فکرتو ببره یه جای دیگه کافیه. مخصوصا وقتی عاشق هنرپیشه ی نقش اول زنش و چهره ی دوست داشتنیش باشی.

دختر چهل گیس بهار سرخی خوش رنگ انار
دردونه ی ماه و نسیم عطر همیشه موندگار
پیرهن آسمون به تن فرشته ی زیبای من
غروب خستمو ببر تا شب مهتابی شدن...
تا دنیا دنیاست تو بمون کنارم من هیچ کسو غیر تو دوست ندارم
تا دنیا دنیاست دل من فداته اون دلی که عاشق خنده هاته
اون دلی که عاشق خنده هاته
پ.ن. دیروز یکی از بهترین روزهای زندگی من بود. حالا خانواده ی چهار نفره ی من یک عضو تازه پیدا کرده. یک عضو دوست داشتنی که همه از ته دل دوستش داریم.
این متن ترانه ی مورد علاقه ی برادرم و دختر نازنینی که قرار است همسفرش باشد همراه با صمیمانه ترین تبریک ها تقدیم به هردوشان.

Russell: I'm so sorry because your house gone
Carl Fredricksen: You know! It was just a house
این هم به پای "شرکت هیولاها"ی دوست داشتنی عزیزم نرسید.ولی این پسر تپل و با مزه اش وحشتناک شبیه پسر کوچولوی فامیلمان است.
دیگر نه عزل و نصبهای بی مزه برایم مهم است، نه حتی خودِ این سیاست مسخره.
نه حرف های این یکی برایم مهم است، نه صحبت ها و کارهای آن یکی.
نه احساس خفگی این روزها برایم مهم است، نه احساسها و امیدهای خشکیده ی روزهای گذشته.
دیگر هیچ چیز و هیچ چیز و هیچ چیز برایم مهم نیست.
تنها چیزی که برایم مهم است همین و فقط همین است...
یگانه برادرم دارد داماد می شود.
پ.ن. از دوستان عزیزم آیدین و الهام خواهش میکنم با یک کامنت من یکی را از نگرانی نجات دهید. دغدغه ی دوستان همیشه با من است.