تبليغاتX
روزهای زندگی ما - کادوی تولد
 

دیروز اولین کادوی جشن تولدم را در کمال شگفتی و ذوق زدگی از یک دوست نازنین گرفتم.
آنهم چه کادویی........
هنوز هم باورم نشده که از کجا می دانست من عاشق کتابی ام که وقتی صفحه ی اولش را باز می کنم یک نفر آنجا برایم یک چیز نوشته باشد.


اولین باری که کتابی هدیه گرفتم که توی صفحه ی اولش برایم یادداشت نوشته بودند چند سال پیش(شاید ۴سال پیش) بود...
کتابِ "راز گل سرخ" سهراب سپهری.
دومین کتابی که هدیه گرفتم و تویش از این یادداشت ها داشت "عشق سالهای وبا" ی مارکز بود که آن راهم دوست عزیزی به من داد.
و حالا هم این کتاب، با آن یادداشت قشنگ اولش، و داستان عالی اش بعد از مدتها حسابی سرحالم آورد و من را یک دل سیر خنداند.

هنوز هم نمی دانم چطور باید از این دوست خوبم که با این کارش حسابی من را شگفت زده کرد تشکر کنم. خیلی وقت بود که اینطور بی مقدمه و یکهو هدیه ی به این دوست داشتنی ای! نگرفته بودم.
دیروز وقتی دوستم هدیه را دستم داد آنقدر ذوق کرده بودم که در آن لحظه فقط داشتم سعی می کردم خودم را کنترل کنم تا وسط خیابان توی بغلش نپرم.

دوست عزیزم با این کادوی خوشگلَت و همه ی آن نوشته های اولش بیشتر از آنکه فکرش را بکنی خوشحالم کردی. این از ارزشمندترین هدیه هایی بود که در تمام زندگی ام گرفته بودم. باز هم از تو بخاطر همه ی لطفی که به من داری ممنونم.

راستی اسم کتاب را یادم رفت بنویسم:
"ها کردن" نوشته ی پیمان هوشمند زاده. نشر چشمه.


 - ولی خودمونیم تو جدا" از کجا می دونستی من عاشق کتاب یادداشت دارَم؟

 

نوشته شده توسط کتایون.ب.ج در چهارشنبه 1388/02/02 |
html